307
حفظ اصالتها
اصولاً براى ترويج دين و گسترش ارزشهاى اسلامى لازم است اصالتها محفوظ باشد، تا مبادا آيندگان، در اصل وجود پيامبر و دعوت او ترديد كنند. امروز آيين مسيح به همين سرنوشت دچار شده است، چون اثر ملموسى از او در دست نيست، نه قبر مادرش معلوم است و نه قبر حواريون، و نه آثار ديگر. يك جوان غربى، امروز فكر مىكند، نكند مسئله مسيح و انجيل هم به سان قصه ليلى و مجنون و شيرين و فرهاد، افسانه و مخلوق خيالها باشد.
امّا مسلمانان در اين چهارده قرن، آثار اسلامى را حفظ كردند تا اسلام، به سرنوشت مسيحيت دچار نشود. آنان، با روى گشاده و چهرهاى شاد مىگويند مردم جهان! چهارده قرن قبل مردى از دودمان بنىهاشم به امر الهى مردم را به آيين اسلام، كه خاتم آيينها است دعوت كرد. اينجا زادگاه اوست، آنجا معبد و عبادتگاه اوست و در آن نقطه سربازان او با مشركان نبرد كردند، و اين محل، مدفن و آرامگاه اوست و همچنين نسبت به ساير آثار اسلامى...
بنابراين اگر ما تمام آثار اسلامى را به كلنگ و بلدوزر بسپاريم و همه را نابود كنيم و از اسلام جز قرآنى محفوظ نماند، مطمئن باشيد وضعى بهتر از مسيحيان نخواهيم داشت.
ما از وهابيون سؤال مىكنيم: مگر يكى از مدارك فقهى، اجماع علما نيست؟ همگان معتقدند اگر دانشمندان اسلامى، بر اصلى اتفاق نظر پيدا كردند، اين حكم قطعى الهى مىشود. مسلمانان چهارده قرن اين