295 گروهى اندك».
ما اين دو حديث را به عنوان نمونه نقل كرديم بقيه احاديث نيز به همين مضمون است. 1
آيا با وجود اين احاديث آن هم در صحيحترين كتابهاى اهل سنت، جا دارد كه ارتداد صحابه را به شيعه نسبت دهند، درحالىكه صحيحين راويان اين ده حديث هستند.
***
درباره پرسش دوم، اين سخن كه از زبان امام صادق(ع) نقل شده كه مىفرمايد:
«ولدني أبوبكر مرتين» اصلاً از طريق منابع شيعه نقل نشده است و اگر اربلى در كشف الغمه نقل كرده، آن را از كتاب عبدالعزيز جنابذى كه يكى از علماى اهلسنت است نقل مىكند و مىگويد: قال جعفر:
«ولدني أبوبكر مرّتين».
أوّلاً: ناقل حديث، فردى از اهل سنت است و گفتار او براى شيعه «حجّت» نيست.
ثانياً: بر فرض حجت بودن نقل سنى بايد توجه نمود كه: روايت كاملاً بىسند و در اصطلاح، «حديث مرسل» است و «حديث مرسل» (بى سند)، فاقد حجيت و غير قابل احتجاج است. آيا مىتوان با يك حديث بىسند بر يك اصل اعتقادى، استدلال كرد؟
شما نبردهاى خونين و كشمكشهاى روشنى را كه بعد از سقيفه