190 رسميت شناخته نشد. بعداً به تدريج در وسط راه و در مسجد از طريق وعده و وعيد افراد بيشترى را وادار به بيعت كردند.
آيا اين مجلس، با اين منطق پوشالى، مىتواند مصداق آيه مباركه أَمْرُهُمْ شُورىٰ بَيْنَهُمْ باشد؟
شايستهترين جمله در تحليل بيعت سقيفه، عبارت عمر بن خطاب است كه مىگفت:
وَاللهِ ما كانَتْ بَيعةُ أبي بَكرٍ إِلاّ فَلتةً وَقَى اللهُ شَرَّها وَمَنْ بايَعَ رَجُلاً مِنْ غَيْرِ مَشورةِ الْمُسلمين لا بَيعةَ له. 1
به خدا سوگند، بيعت ابوبكر و انتخاب وى براى خلافت جز يك لغزش چيزى نبود كه خدا ما را از شرّ آن نگاه داشت، هركس بدون مشورت با مسلمانان با كسى بيعت كند، بيعت او بىارزش است.
ولى در گفتار او كه مىگويد: «
وقى الله المسلمين شرّها » برخلاف واقعيت است؛ زيرا خلافت ابوبكر، نارضايتى عمومى همه عربهاى بيرون مدينه را برانگيخت و لذا از پرداخت زكات خوددارى كردند و شورشهاى گستردهاى در سراسر جزيرةالعرب به پا شد كه مدتها به درازا كشيد و خونهاى بسيارى ريخته شد.
اگر واقعاً منطق ابىبكر درست است كه خليفه بايد از خاندان پيامبر باشد، پس چرا اين كار را نكردند و همه بنىهاشم كنار زده شدند و به