186 وحدت، در ميان آنان، ايجاد كند تا اختلافات گذشته را فراموش كنند، و نزديك بود به تصميم واحدى برسند.
سخنرانى ابوبكر
وقتى سخنان سعد به پايان رسيد، ابوبكر براى برهم زدن وحدت انصار، شروع به سخنرانى كرد. نخست انصار را ستود كه از پيشگامان در اسلام هستند، ولى با ديپلماسى خاصى توانست، آتش اختلاف ديرينه را ميان آنان بار ديگر روشن كند. وى گفت:
هرگاه خلافت و زمامدارى را قبيله خزرج به دست گيرند، اوسيان از آنها كمتر نيستند و اگر اوسيان، گردن بهسوى آن دراز كنند، خزرجيان از آنها دست كمى ندارند. از اين گذشته، ميان دو قبيله خونهايى ريخته شده و افرادى كشته شده و زخمهايى غير قابل جبران پديد آمده كه هرگز فراموششدنى نيست. هرگاه يك نفر از شما خود را براى خلافت آماده سازد، خود را در ميان دهان شير افكنده و سرانجام، ميان دو فكّ مهاجر و انصار، خرد مىشود. 1
سخنرانى حَبّاب بن منذر
حباب بن منذر، كه از انصار بود، احساس كرد كه سخنان ابوبكر، وحدت كلمه انصار را بههم مىزند، برخاست و انصار را براى قبضهكردن امر خلافت تحريك نمود و گفت: