182 اردن و ساير شهرها دست به شورش زدند؛ امّا او شورشها را سركوب كرد. حتّى مختاربنعوف خارجى كه در مدينه قدرت را به دست گرفته بود، در مصاف با سپاه شام شكست خورد و به يمن گريخت. همچنين ابومسلم خراسانى در محرّم 132، سپاهى را به فرماندهى قحطبه به جنگ ابنهبيره - دست نشاندۀ مروان در عراق - فرستاد و او را شكست داد و زمينۀ اضمحلال امويان را فراهم آورد. از سوى ديگر، ابوسلمه خلال - پايهگذار حكومت عبّاسيان - ابوالعبّاس سفّاح را به كوفه برد و پس از دو ماه، مردم را به بيعت با وى فراخواند. چندى بعد سفّاح، عموى خود - عبداللهبنعلى - را روانۀ جزيره كرد تا نيروهاى شامى را در هم بشكند و مروان را به قتل برساند. وقتى عبدالله بر جزيره تسلّط يافت و آهنگ شام كرد، مروان ابتدا به فلسطين و سپس به مصر گريخت. سرانجام در منطقهاى به نام بوصير به دست ياران عبداللهبنعلى كشته شد. با مرگ وى در ذىحجّه سال 132 ق، دورۀ خلافت امويان پايان يافت و دورۀ عبّاسيان آغاز شد. 1
2. مهمترين وقايع
الف) جنبش توّابين
وقتى عبيداللهبنزياد بر امارت كوفه گمارده شد، اوضاع سياسى و اجتماعى اين شهر بهكلّى تغيير كرد. نوميدى و ترس از خشونت ابنزياد، فضاى كوفه را فراگرفت و كوفيان بهرغم دعوت از امام حسين(ع)، دست از يارى آن حضرت برداشتند؛ امّا اندكى پس از واقعۀ كربلا، از كردۀ خويش سخت پشيمان شدند و در صدد برآمدند تا به هر شكل ممكن، ننگ اين گناه بزرگ را از دامن خود شسته و دستكم از قاتلان سيّدالشّهدا(ع) انتقام گيرند يا با نثار خون خويش، به درگاه خداوند توبه كنند. همچنين در صورت پيروزى، كار را به اهلبيت(عليهم السلام)واگذارند. آنگاه سليمانبنصرد خزاعى را به