180 هر روى، وليد ده روز پس از مرگ وى، در بيست ربيعالاول يا ششم ربيعالثّانى سال 125 ق، در 34 سالگى به خلافت رسيد. او به محض دستيابى به قدرت، اموال هشام و فرزندان او را سرشمارى وتوقيف كرد. كارگزارانش را كنار گذاشت و آنان را به روشهاى گوناگون آزار داد. همچنين قيام يحيىبنزيد را سركوب كرد و به يوسفبنعمر نوشت تا پيكر زيدبنعلى(ع)را آتش بزند و خاكستر او را در فرات بريزد. براى معلولان، جذاميان و نابينايان شامى مقرّرى و خدمتكار تعيين كرد؛ امّا اهمال تدريجى وى در امور زندگى مردم؛ مصرف بىرويۀ بيتالمال در امور شخصى؛ بىتوجّهى به اطرافيان؛ افراط در هرزگى؛ ميگسارى و مجالست با افراد فاسق و دشمنى با بنىاميّه، پايههاى حكومتش را متزلزل كرد و زمينۀ سقوطش را فراهم آورد. سرانجام به دست سربازان پسر عمويش - يزيدبنوليد - كشته شد. آنگاه سرش را بر نى كردند و در شهر دمشق به گردش درآوردند؛ بنابراين خلافت يكسال و چند ماه وليدبنيزيد، با مرگ وى در روز پنجشنبه 25 يا 28 جمادىالثّانى 126 ق در 35، 36، 40، 42 يا 45 سالگى [بنابه اختلاف اقوال] پايان يافت. 1
ط) يزيد بن وليد بن عبدالملك معروف به «يزيد ناقص»
وى در سال 86 ق در دمشق زاده شد. مادرش شاهفرند، دختر فيروز و نوۀ يزدگرد بود كه در ماوراءالنّهر به اسارت مسلمانان درآمد و حجّاج، او را براى وليدبنعبدالملك فرستاد. يزيد مردى فصيح و اهل ورع و پرهيزكارى بود. چهرهاى گندمگون و بدنى لاغر و اعجابانگيز داشت و از شنيدن غنا و موسيقى نهى مىكرد. او بر پسر عمويش - وليد - شوريد،او را به قتل رساند و سپس خود را خليفه خواند. يزيد ابتدا دريافتى