116محلّ استقرار معاويه پيشروى كنند. وقتى نشانههاى شكست در سپاه شاميان نمايان شد، معاويه به توصيۀ عمروبنعاص حيلهاى به كار برد و دستور داد تا شاميان پانصد جلد از قرآن كريم را بر نيزه كنند و فرياد برآورند كه پيرو حكميّت قرآن هستند. در اين هنگام، سپاه امام متزلزل شد و بهرغم تأكيد آن حضرت بر ادامۀ جنگ، حدود بيستهزار نفر از كوفيان نزد ايشان آمدند و از او خواستند تا حكميّت را بپذيرد. اين در حالى بود كه سپاه امام(ع) به كابين معاويه نزديك شده بود. 1
به هر حال، جنگ خاتمه يافت و پيمانى ميان دو سپاه بسته شد و مقرّر شد تا نمايندهاى از دو طرف انتخاب و در خصوص حكميّت قرآن به گفتوگو بپردازند. به اصرار طرف مقابل، لقب اميرالمؤمنين از نام على(ع)حذف شد. همچنين بهرغم مخالفت امام، ابوموسى اشعرى از سوى كوفيان و عمروبنعاص از طرف شاميان براى حكميّت انتخاب شدند. با اين همه، آن حضرت سفارشهايى چند به ابوموسى كرد و او را از پليدى معاويه برحذر داشت؛ امّا ابوموسى به آنها توجّهى نكرد و وقتى در برابر عمرو قرار گرفت، از لزوم كنارهگيرى على(ع) از خلافت و سپس تشكيل شورايى همانند شوراى خليفۀ دوم سخن گفت. عمرو با تأييد اين نظر، از او خواست تا على(ع) را از خلافت خلع كند. ابوموسى نيز بالاى منبر رفت و خلع امام از خلافت را اعلام كرد؛ امّا وقتى عمرو عاص بر فراز منبر قرار گرفت، بلافاصله معاويه را به خلافت برگزيد. در اين هنگام، ابوموسى از حيلۀ عمرو برآشفت و او را دشنام داد. سپس آشوبى ميان مردم بر پا شد. پس از آن، امام(ع)با اعلام اين كه نتيجۀ حكميّت برخلاف رأى قرآن است، با آن مخالفت كرد و از مردم خواست تا براى جنگ با معاويه، در لشكرگاه اجتماع كنند؛
امّا شورش خوارج، امام را مجبور ساخت تا ابتدا به غائلۀ آنان پايان دهد. وقتى خوارج از ميان رفتند، حضرت بار ديگر كوفيان را به مبارزه بر ضدّ قاسطين