494 كرديد، خدا را نزد مشعرالحرام ياد كنيد». (بقره: 198)
سپس افاضه از مشعر به سمت مِنا را با استغفار همراه كرده است:
ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفٰاضَ النّٰاسُ وَ اسْتَغْفِرُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (بقره:199)
سپس از همانجا كه مردم كوچ مىكنند؛ [بهسوى سرزمين منا] كوچ كنيد و از خداوند طلب آمرزش كنيد، زيرا خدا آمرزنده و مهربان است.
خداى سبحان در پايان مناسك منا هم بر ذكر خود، دوباره تأكيد مىكند و مىفرمايد:
فَإِذٰا قَضَيْتُمْ مَنٰاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللّٰهَ كَذِكْرِكُمْ آبٰاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً (بقره:200)
و هنگامى كه مناسك [حج] خود را انجام داديد، خدا را ياد كنيد، همانند يادآورى شما از پدرانتان [آنگونه كه رسم آن زمان بود]، بلكه از آن هم بيشتر.
«آنچه در اين آيات مشترك است، ياد خداست. منا در عصر جاهليت، محل مناسبى بود؛ زيرا مشركان در آنجا بتكدهاى براى خويش بنا كرده بودند و بتهاى خويش را مىپرستيدند. از سوى ديگر رسم جاهليت اين بود كه پس از انجام دادن مناسك منا، گرد هم مىآمدند و به ذكر نياكان و تبار خويش با نظم و نثر مىپرداختند؛ ارزشهاى قبيلهاى خود را مىستودند و از قدرت آنها در جنگاورى ياد مىكردند. قرآن كريم اين رسم جاهلى را سرزنش كرد و بر اين نكته تأكيد كرد كه اين سرزمين محلى براى ياد نياكان نيست، بلكه جايگاه ياد خداست و در اين بيابان بايد ذكر او گفت و از او طلب مغفرت و رحمت كرد و به درگاه او پناه برد. بنابراين سرزمين منا محل ياد خدا، اخلاص دين براى او، توجه به معارف توحيدى و ارج گزاردن نعمتها و بركات است. حج، سرشار از نام خداست، اما در اين سرزمين، محبت و مباهات به او بيشتر تأكيد شده است». 1