473شيخ محمود شلتوت نيز مىنويسد:
قربانى كردن نيز گام نهادن در پلكان رشد، مقام ايمان، ايثار و اوج گرفتن بهسوى صفا، پاكى و ريختن خون رذالت با دستان فضيلت است و رمزى است در راستاى ايثار و فداكارى. 1
3. قربانى، نماد ذبح نفس اماره
«پس به منا رويد و آرزوهاى حقانى را در آنجا دريابيد كه آن قربانى نمودن محبوبترين چيز خويش، در راه محبوب مطلق است. بدانيد تا از اين محبوبها كه بالاترينش حب نفس است - و حب دنيا تابع آن است - نگذريد به محبوب مطلق نمىرسيد». 2
كار را بايد ريشهاى انجام داد. براى دفع آفات بايد سراغ ريشه رفت و از ريشه آن را خشكاند. برخى براى رهايى از آسيب كرمهاى برآمده از لجنزار، آنها را نابود مىكنند، برخى نيز به سراغ ريشه توليد كرم مىروند و لجنزار را مىخشكانند؛ زيرا تا لجنزار است، همواره كِرم از دل آن مىجوشد. پس بايد لجنزار را از ميان برد تا از آزار كرمها در امان ماند. مثال انسان و نفس اماره او و صفات رذيله نيز اين چنين است. ويژگىهاى ناپسند، هر اندازه هم از ميان بروند، چون نفس اماره - كه همان لجنزار و سرچشمه است - در وجود انسان باقى است، همچنان از دل آن صفات ناشايست مىرويد. نفس اماره، همان «خواهش» و «خواستن» است و تا زمانى كه اين خواهش و خواستن در آدمى از بين نرود، - و به خواستن مشروع و معقول و آميخته به قناعت تبديل نشود - همواره زمينه رويش انواع لغزشها و صفات رذيله در انسان وجود خواهد داشت. بنابراين چاره كار در ذبح نفس اماره و قربانى اين «خواهش» و «خواستن» است. قربانى كردن، نماد ذبح اين نفس اماره است. به تعبير دكتر على شريعتى: