463 از شعور استخدامى او نُضج مىگيرد. روى اين حساب، مصالح حياتى و ساختمان فطرى، انسان را جاذب و دافع پرورده است تا با آنچه در آن خيرى احساس مىكند بجوشد و آنچه را با اهداف خويش منافر مىبيند از خود دور كند، و در مقابل آنچه غير از اينهاست كه نه منشأ بهرهاى هستند و نه زيانبارند، بىاحساس باشد. در حقيقت، جذب و دفع، دو ركن اساسى زندگى بشرند و به همان مقدارى كه از آنها كاسته شود در نظام زندگىاش خلل جايگزين مىگردد. 1
از اين رهگذر، رمى جمرات، نماد دافعه و تبرّى خواهد بود. دافعه و تبرّى از همه كسانى كه ابليس هستند و در خط شيطانند، و وجود آنها براى انسان، بسى مايه زيان است. شهيد مطهرى مىگويد:
رمى جمرات رمز اظهار تنفر است. گفته شده است آنجا مقبره سه نفر از خائنين است كه در داستان فيل با دشمنان تبانى كرده و به دوستان خيانت كردند. چه مانعى دارد كه اين اظهار تنفر، هر سال به صورت زندهترى اجرا شود و خائنين روز، مجسمه يا تمثالشان نصب شود و مسلمين تمثال آنها را سنگباران كنند. 2
آيتالله طالقانى نيز دراينباره مىگويند:
يكى از وظايف مهم حاجيان «رمى جمرات»، يعنى سنگباران كردن جمرات است كه محل بتها يا وسوسههاى اضطراب انگيز شيطانى بوده است. هر حاجى با زدن هفت سنگ به آن پايه سنگى، نسبت به شرك و شيطنت تبرّى و بيزارى، مىجويد و آن را از خود دفع مىكند. اما راستى مگر جز با همدستى و همفكرى مىشود اين بيزارى را به كمال خود رساند و طاغوتها