427
12. عرفات و تمرين زهدپيشگى
اگر حاجى، هيچگاه طعم شيرين زهد را نچشيده باشد، و هنوز موفق نشده باشد، كه صفاى يك زندگى ساده و به دور از تكلّف را دريابد، عرفات فرصت بسيار خوبى براى درك اين تجربه شيرين است. آن كه حضور پروردگار را در عرفات درك مىكند، و از زودگذر بودن اين فرصت باخبر است، نه تنها از آسايش و رفاه سخنى نمىگويد كه در بالاترين اندازه زهد و سادگى، عرفه را به غروب مىرساند. زهد و بىتكلفى نيز براى خود عالمى دارد. آن كه از زير بار تعلّق و جاذبههاى فريبنده دنيا آزاد است، به لذتهايى رسيده است كه ديگران از آن محرومند.
اگر لذتِ ترك لذت بدانى
دگر لذت نفس، لذت ندانى حكايت خواهر شهيد آيتالله محمدباقر صدر، شهيد بنت الهدى صدر در خاطرات خود در حج، از عرفات ياد مىكند و اينكه برخىها به خاطر نبودن فرش و زيرانداز در چادر در آن سرزمين مقدس سر و صدا كرده بودند، ضمن ناراحتى چنين مىنويسد:
ماشين كنار يكى از خيابانها ايستاد. پياده شديم. در يك دست، ساكى كه درونش جامههاى احتياطى احرام، سجاده، قرآن و كتاب دعا بود. در دست ديگر آفتابهاى خالى براى تهيه آب، پشت سر راهنما راه افتاديم، از پيچ و خم چادرها گذشتيم تا به چادر خودمان رسيديم. چادر فرشى نداشت، به همين دليل سر و صداها پيرامون ما برخاست كه: اين چيست؟ چگونه بنشينيم، چگونه بخوابيم و... وضع عجيبى بود. واقعاً رنج آور بود كه به دليل نبودن وسايل راحتى، اين بگو مگو شنيده شود! وسايلى كه در پاكى آن سرزمين و قداست آن، هيچ تأثيرى نداشت. البته چيزى نگذشت كه با زيرانداز، چادر ما فرش شد. گرچه زيراندازها سبب راحتى جسم بود، ولى