407 بايد مواظب بود كه وقت بسيار عزيز و پرارج خود را با تماشاى ديگران و صحبتهاى بيهوده با ديگران ضايع و تباه نشود؛ كه اين توفيق، هميشه و آسان شامل هركسى نمىشود. چه بسا بعد از 30 سال، 40 سال و يا 70 سال، اولين بار است كه يك نفر در عرفات حاضر مىشود و شايد هم ديگر تا آخر عمر چنين فرصتى به دست نيايد؛ يعنى در تمام عمر، تنها يك نيم روز چنين توفيقى حاصل شود.
اين نيم روز مىگذرد و آفتاب روز عرفه، دامن خود را از صحراى عرفات و اهل عرفات برمىچيند و هنگام كوچكردن فرا مىرسد.
خدايا عنايتى فرما كه در همين مدت كم، فضل عظيمت نصيب ميهمانانت شود و با معرفت و قلبى مطهر و تائب، از موقف حركت كنند.
پروردگارا! اين بقعه، همان بقعهاى است كه حضرت آدم ابوالبشر(ع) اينجا به تقصير خود اعتراف كرد و عفو و مغفرتت شامل حال او شد؛ به همين دليل هم آن را عرفات ناميدند. اين مكان، همان مكانى است كه ابراهيم خليل(ع) آنجا اظهار تذلّل به درگاهت كرد و مشمول عنايت خاصهات گشت. تمام انبيا و پيامبران، اينجا به خاك بندگى نشستهاند و تو را به دعا خواندهاند.
خدايا! اينجا مكانى است كه حسين عزيزت(ع) در ميان آفتاب سوزان با سر برهنه به درگاهت ايستاد و مانند مسكينى دستهاى مقدسش را بهسوى تو دراز كرد و قطرات اشك از چشمان مباركش بر رخسارش ريخت و با قلبى پر از سوز و گداز و پر از محبتت، با تو سخن گفت و دعا و مناجات شورانگيزش، انقلابى عجيب در دلها افكند و روحانيتى غريب به صحراى عرفات بخشيد. آفتاب روز عرفه در ميان ناله و اشك سيدالشهدا غروب كرد.
خدايا به حرمت آن عزيز به ما بيچارگان ترحم فرما!
ميزبان كريم، در اين روز، سفره كرم خود را گسترده است. بندگان فقير با ذلّ عبوديت، از همه جا و همه كس دل بريده، خيمه به درگاهش زده، در آستان قدسش