396در قرآن كريم آمده است:
فَإِذٰا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفٰاتٍ فَاذْكُرُوا اللّٰهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرٰامِ وَ اذْكُرُوهُ كَمٰا هَدٰاكُمْ وَ إِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضّٰالِّينَ* ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفٰاضَ النّٰاسُ وَ اسْتَغْفِرُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (بقره: 198 و 199)
هنگامى كه از عرفات، كوچ كرديد، خدا را نزد مشعرالحرام ياد كنيد، او را ياد كنيد همانطور كه شما را هدايت نمود و قطعاً شما پيش از اين از گمراهان بوديد. سپس، از همانجا كه مردم كوچ مىكنند، كوچ كنيد و از خداوند آمرزش بطلبيد كه خدا آمرزنده مهربان است.
در اين دو آيه سه بار واژه «افاضه» ذكر شده است:
يك بار در فَإِذٰا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفٰاتٍ .
دو بار در ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفٰاضَ النّٰاسُ . كلمه «فيضان» مصدر و ريشه است؛ به معناى سرازير شدن آب و سيل بسيار. براى مثال، خداوند مىفرمايد: «مانند سيل و آب بسيار از عرفات به حركت درآمديد»، گويى با اجتماع حاجيان در عرفات و از ميان رفتن امتيازات و جدايىها، همه آنها به صورت يك جريان درمىآيند؛ زيرا فطرت بشر؛ فطرت حقپرستى است. آنچه انسانها را از هم جدا مىكند، محيط ويژگىهاى شخصى است، ازاينرو با كنار رفتن تفاوتها، وحدتى به دست مىآيد كه حاصل يك فكر، يك هدف و يك قدرت است: فَإِذٰا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفٰاتٍ .
امتيازجويى، از آثار محيطهاى منحط بشرى است؛ ازاينرو ويژگى برخى از مردم شده است. گاهى در عرفات نيز، عرصه ظهور توحيد فكرى و عملى است، مىتوان چنين ويژگىهايى را مشاهده كرد. همانطور كه در كتابهاى تاريخى آمده است، قريش خود را طبقه ممتاز مىدانست و همراه مردم بهسوى مشعرالحرام نمىرفت. ازاينرو دراين آيه شريفه، به همراهى و هماهنگى با مردم حكم شده است: ثُمَّ أَفِيضُوا