390وقوف، با عرفان و معرفت (كه برگرفته و هم ريشه با عرفات هستند) ارتباط ناگسستنى دارد. در عرفات بمان تا عارف شوى؛ به چه چيز؟ به خدايت، به راهت، به باورهايت و به اينكه براى به دست آوردن بخشش الهى بايد توبه كنى و از او بخواهى؛ همچون پدرت آدم(ع) كه پس از توبه و اعتراف به خطاى خويش، مشمول رحمت و بخشش الهى گرديد.
معرفت به گناه و اعتراف به آن براى بخشش و رحمت الهى، اصلى اساسى است.
هنگام وقوف در عرفات، سعادت همراهى با امام زمان نصيب انسان مىشود؛ زيرا او نيز بىشك، در آن زمان، خود را به عرفات مىرساند.
بايد توجه كرد كه اين «وقوف»، با سكونت و آرامش خانه و شهر تفاوت بسيارى دارد. به صورت ظاهر، هر دو «ماندن» است، اما يكى ماندن جسم است و (شايد) به همراه آرامش روح، و اين يكى، ماندن جسم است، ولى با پروازكردن روح. آگاهى براى عروج روح و رسيدن به قرب الهى. جسم از درگيرىهاى دنياى مادى آسوده است تا روح فرصت انديشه بيايد، طلب عفو كند و شايستگى بندگى بيابد.
وقوف در عرفات سكون نيست، بىخيالى نيست، بلكه نگرانى است، آغاز حركت و پرواز است؛ دلهره و اضطراب براى اينكه چه اتفاقى خواهد افتاد و مرحله بعد چيست؟ چه زمانى بايد حركت كرد؟ هنگام وقوف، زير باران رحمت الهى تا چه ميزان و چگونه مشمول غفران و رحمت مىشويم؟ البته شرمنده و آزرمگين، از اين همه مهربانى و لطف پروردگار. اين دعوت به بيابان، صفا و لذتى دارد كه نمىتوان آن را توصيف كرد.
در سلسله مراتب مناسك حج، وقوف در عرفات، نقش اساسى ايفا مىكند. در عرفات بايد براى ورود به حرم الهى صلاحيت داشت. قرار است حاجى با گذركردن از مراحلى به «خانه» برسد؛ به خانهاى پاك. بنابراين بايد پاك شود تا شايستگى ورود بيابد. اين پاكى با توبه، انابه و به دست آوردن بخشش الهى در عرفات، ممكن مىگردد... در