359 و در عين سعى، توكلى ژرف نيز به پروردگار خويش دارند. جمع كردن بين «سعى» و «توكل» بهگونهاى كه نه «توكل» مانع از «سعى» شود و نه «سعى» حجاب توكل شود تنها از عهده اندكى از بندگان خدا ساخته است.
به تعبير امام محمد غزالى:
بدانكه تنها توكل از جمله مقامات مقربان است و درجه وى بزرگ، وليكن علم وى در نفس خويش باريك و مشكل است و عمل وى دشوار است. نكته اين است كه هر كه هيچ چيز را جز حق تعالى در كارها مؤثر بيند، در توحيد وى نقصان است [و از آن سو نيز] اگر جمله اسباب نيز از ميان برگيرد، در شريعت طعن كرده است و اگر براى اسباب نيز مسببى نبيند، با عقل خويش مكابره 1 كرده باشد و چون ببيند كه به چيزى از اسباب توكل كند، در توحيد نقصان افتد. پس شرح توكل، چنانكه عقل و توحيد و شرع درهم بگويد و ميان همه جمع كند، علمى غامض است، و هركسى بدان مرتبه دست نيابد. 2
بنابراين به نظر غزالى، تلفيق توحيد(خدا را در جهان هستى، يگانه علت و سببْ شمردن) با شرع پيغمبر(ص) و جستوجوى فعالانه اسباب، براى رسيدن به مقصودى كه از جانب پيغمبر(ص) توصيه شده است، يكى از باريكترين مسائل انديشه و عمل است. تنها آنان كه نور حق بر جانشان تابيده، بر حقيقت آن آگاهند. همين مسئله غامض را از زبان سهل تُسترى مىشنويم: «هركه طعن كند در كسب، در سنت، طعن كرده و هر كه در توكل، طعن كند، در ايمان طعن كرده است». 3
هاجر الگويى بزرگ براى همه انسانهاى خداجو است. او بين «سعى» و «توكل»