333برخى روايات تاريخى استفاده مىشود كه به آثار و بركات زمزم، قبل از اسلام و در ميان ساير ملل نيز توجه و عنايت شده است. فاكهى در «اخبار مكه» از مجاهد نقل مىكند كه گفت:
به سرزمين روم رفتيم. در آنجا راهبى بود كه در شب ما را منزل داد. او از ما پرسيد: آيا در ميان شما كسى هست كه از شهر مكه آمده باشد؟ در پاسخ گفتم: آرى. گفت: آيا مىدانى ميان زمزم و حجر چقدر فاصله است؟ گفتم: نمىدانم، مگر اينكه از روى حدس و تخمين بگويم. گفت: اما من مىدانم؛ آب زمزم از زير حجر جارى است و اگر نزد من يك طشت از آن آب باشد، دوستتر دارم تا اينكه طشتى پر از طلا داشته باشم. 1
فاكهى همچنين از قول يكى از اسراى مسلمان كه در سرزمين روم اسير شده بود نقل مىكند كه گفت:
مرا نزد پادشاه بردند. او از من پرسيد: از كدام شهرى؟ پاسخ دادم: از شهر مكه هستم! گفت: آيا «هزمه جبريل» را مىشناسى؟ گفتم: آرى. پرسيد: آيا «بره» را مىشناسى؟ پاسخ دادم: آرى. گفت: آيا نام ديگرى براى آن به ياد دارى؟ گفتم: آرى، امروزه به «زمزم» مشهور است. اين اسير مسلمان مىافزايد: آنگاه پادشاه از بركات زمزم سخن گفت و افزود: حال كه چنين مىگويى، ما در كتابهايمان خواندهايم كه اگر كسى به مقدار سه كف از آن آب بر سر ريزد، هرگز خوار و ذليل نگردد. 2
«دعوات راوندى» از ابنعباس چنين آورده است:
خداوند آبهاى خوشگوار را قبل از روز قيامت بالا مىبرد، مگر زمزم را. آب زمزم تب و سردرد را بهبود مىبخشد و نگريستن به آن، چشم را شفاف