322و نه بر ديگران لازم است كه پس از بازگشت آنان از حج، به ديدارشان بروند و از آنها بهره بگيرند؛ زيرا آن دستورى كه مىگويد: «
بادِرُوا بالسَّلامِ عَلى الحَاجِّ وَ المُعتَمِر و مُصافَحَتِهم مِن قَبلِ انْ تُخالِطَهُمُ الذُّنُوبُ »؛ «هرچه زودتر به ديدار حاجى و مصافحه آنان برويد، پيش از آنكه به گناهى آلوده شوند». 1 و «
مَنْ عانَقَ حاجاً بِغُبارِهِ كانَ كأَنَّما اسْتلَمَ الْحَجَرالاَسودَ »؛ «هركس با زائرى كه گرد و غبار سفر حج به همراه دارد، معانقه كند مانند آن است كه حجرالاسود را استلام كرده است» 2، تكريم نكردن اينگونه زائران مستحب است؛ زيرا زائرى كه امام معصوم(ع) را نمىشناسد و با جدا پنداشتن رهبرى جامعه مسلمانان از حج و ديگر عبادات آن را امرى عادى مىداند، در حقيقت انسان را نشناخته و به حريم ارزشمند انسانيت قدم نگذاشته است.
چنين زائرى كه با اين نگاه به زيارت كعبه مىرود با همان ديد بازمىگردد، پس چگونه در مدار توحيد طواف كرده و هرگونه شرك و طغيان را زدوده است، درحالىكه واسطه فيض خدا را نشناخته و مهمترين عامل تكامل انسانى را ناديده گرفته است. چنين انسانى از بهترين سرچشمه زلال و حياتبخش محروم شده و تشنهكام مانده است.
رسول اكرم(ص) مىفرمايند: «
مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ امامَ زَمانِهِ ماتَ ميتَةً جاهِليةً » 3؛ «هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهليت مرده است».
بنابراين اگر مرگ چنين انسانى، مرگ جاهلى باشد، زندگى و تمام سنن حياتى او همانند جاهليت سپرى شده است؛ بهطور قطع حج و زيارات او نيز شايستگى تكريم ندارند. 4