313قبيل، اما در جاى ديگرى مىفرمايد: أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّٰهِ جَمِيعاً ؛ «تمام قدرت از آن خداست». (بقره: 165) و بدينگونه اعلام مىدارد كه همه قوتها (ما بالعرض) به خداوند (ما بالذات)، منتهى مىشود. نكته مزبور در مورد شفاعت و ساير امور وجودى ديگر نيز صادق است؛ زيرا اين امور، همگى به ذات اقدس حق كه اسماى حُسنى ويژه است، منتهى مىگردد؛ يعنى حرمت براى خداوند سبحان، بالذات و براى غير او بالعرض است، و عزت براى خداى متعال، بالذات و براى ديگران بالعرض است، و همچنين است قوت و قدرت و... . حال، از جمله امورى كه بر اصل مزبور -كه برهان و قرآن بر آن توافق دارد- متفرع مىشود، اين است كه هر حرمت و عزتى كه براى كعبه است بايد به حرمت حق و عزت او منتهى شود، آنگونه كه اگر امر داير شود بين هدم و تخريب كعبه، يا هدم حق، بايد كعبه را قربانى و فداى حق كرد؛ زيرا قربانى كردنِ ما بالعرض براى حفظ ما بالذات لازم است، براى شرح اين نكته بايد گفت حرم احكامى دارد كه بيانگر عزت و فضيلت آن است؛ احكامى همچون:
الف) عدم جواز ورود به حرم بدون احرام؛
ب) عدم جواز ورود افراد غير موحد به آن؛
ج) عدم جواز بر گرفتن و تصرف و تصاحب نقطه حرم، بنابر نظر برخى فقها؛
د) عدم جواز صيد در آن؛
ه ) عدم جواز اقامه حد، جز بر كسانى كه حرمت حرم را پاس نداشته و در آن مرتكب فحشا شدهاند؛
و) عدم جواز قطع درختان و رستنىهاى آن و ساير آثار خاصى كه دلالت بر شرف آن دارد.