294 ادامه يابد و بالأخص، اين روح و معنا، در هر دورهاى و نسلى در قالب نيازها و مشكلات و دردها و مسائلى كه در هر جريان و زمانى مطرح است، تجلى كند. بايد در روح اين فرهنگ، بسته به نيازهاى زمان و قالبهاى فكرى هر دورهاى دميد و دانست كه بازگشت به خاطره ابراهيم و احياى فرهنگ ابراهيم، اتصال به روح ابراهيم و اعلام وفادارى به نهضتى است كه همواره هست و خواهد بود». 1
«اساساً ملاك در دوستدارى و نزديكى به بنيانگذار توحيد و آزادى و معيارِ پا جاى پاى ابراهيم نهادن، به جز پيروى از او چه مىباشد؟ ابراهيم به جز خداى يكتا معبودى برنگزيد و از بتها يكسره روى گردانيد. ازاينرو نمىتوان خود را به ابراهيم منسوب نمود يا ابراهيم را در كيش خود درآورد درحالىكه همخوانى اعتقادى و رفتارى با او به چشم نمىخورد.
قرآن كريم از آنجا كه به عمل بها مىدهد و شخصيت هر فرد را برآيند رفتارهاى وى مىداند، در ارتباط امتها و پيامبرها مقوله تبعيت را طرح مىكند. ملاك معقول، اين است كه چه كسى به راه ابراهيم كه همانا توحيد و اخلاص در عبادت مىباشد، مىرود. هرگونه انتساب، به جز از رهگذر عمل صالح و تبعيت از قدمهاى پيامبر، خودخواهانه و فريبكارانه است؛ زيرا واقعيتى نداشته و عرصه را چنان تيره و تار مىسازد كه نمىتوان حق و باطل را از هم تمييز داد». 2
5. رسيدن به مقامهاى ابراهيم(ع)
نماز در مقام ابراهيم، افزون بر آثار معنوى آن، عملى نمادين به شمار مىآيد؛ به اين معنا كه اين نماز، بايد در مكانى و در مقامى گزارده شود تا نمادى باشد براى حقيقتى مهم و آن، دستيابى به مقامات حضرت ابراهيم(ع) و آراستهشدن به ويژگىهاى او مىباشد.