278دعا ترجيح مىدهند.
ملاحسين كاشفى مىگويد:
رضا، ثمره محبت است و هركه در مقام رضا ساكن شد، از دغدغه حسد
برست؛ چه، عارف در اين مرتبه و مقام، بدين حال بينا مىشود كه حضرت حقتعالى در قسمت، خطا و اشتباه نكرده است و هركه را هرچه بايد، عطا فرموده است. پس، از روى رغبت، نسبت به قسمت الهى راضى شود و بر داده و فرستادۀ حق، اعتراض نكند و از اينجاست كه جمعى از اوليا، زبان از دعا بسته دارند و استدعاى دفع قضا نكنند. 1
ز اوليا، اهل دعا خود ديگرند
كه همى دوزند و گاهى مىدرند
گر نظر بر گور صد بنده كنند
طرفۀالعينى جهان بر هم زنند
چون دعايى از سر جان كردهاند
عالَمى را غرق طوفان كردهاند
قوم ديگر مىشناسم ز اوليا
كه زبانشان بسته باشد از دعا
از رضا كه هست دأب آن كِرام
جستن دفع قضاشان شد حرام
كفرشان آيد طلب كردن خلاص
در قضا ذوقى همى بينند خاص
هرچه مىآيد برون از مِلك غيب
خاص خود دانند بى از شك و ريب
از قضا تيرى اگر آيد دمى
جان خود را او نشان سازد همى
هرچه تقدير و قضا شد از خدا
او نخواهد هيچ تغيير قضا 2
ابن عربى مىنويسد:
اينان [گروهى از اولياى الهى كه لب از دعا فرو بستهاند] از آن جهت از سؤال و درخواست باز ايستادند كه دانستند خداوند را در ايشان حكم و قضاى پيشين