221چنانكه انسان مادى، تصويرى آشكار براى انسان حقيقى است كه با چشم ديده نمىشود و در عالم غيب است و عالم دنيا براى كسى كه درِ رحمت حق به رويش گشوده شود و عنايت الهى در پيمودن راه او را دستگير و مددكار باشد، نردبانى براى رفتن به عالم غيب است. 1
بايزيد بسطامى آورده است: «حاجيان به قالب، گِرد خانه طوافكنند و بقا خواهند و اهل محبت به قلوب، گِرد عرش طواف كنند و لقا خواهند». 2
هجويرى نيز مىنويسد:
بدانكه حجها بر دو گونه بوَد: يكى اندر غيبت و ديگر اندر حضور. آنكه اندر مكه در غيبت باشد، چنان بوَد كه اندر خانه خود؛ از آنكه غيبتى از غيبتى اولىتر نيست. و آنكه اندر خانه خود حاضر بوَد، چنان بوَد كه به مكه حاضر بود؛ از آنكه حضورى از حضورى اولىتر نيست. 3
حكايت
يكى از علما آورده است: در اوقات تشرف به مكه معظمه، روزى به عزم تشرف به مسجدالحرام و خواندن نماز، از خانه خارج شدم. در ميان راه، خطرى پيش آمد و خداوند مرا از مرگ نجات داد، و با سلامت رو به مسجد آمدم. نزديكِ درِ مسجد، خربزه زيادى بر زمين ريخته بود و صاحبش مشغول فروش آنها بود. قيمت آن را پرسيدم، گفت: آن خربزهها فلان قيمت و اين خربزهها ارزانتر و فلان قيمت است. با خود گفتم: در بازگشت از مسجدالحرام مىخرم و به منزل مىبرم. پس به مسجدالحرام رفتم و به طواف مشغول شدم. در حال طواف، در اين خيال غرق شدم كه از آن خربزه گرانقيمت بخرم يا از آن ارزانقيمت و اينكه چه مقدار بخرم. خلاصه تا