208
عاشق مات وىام، تا ببرد رخت من
ورنه نبودى چنين، گِرد قمارم طواف
بس كن و چون ماهيان، باش خموش اندر آب
تا نه چو تابه شود، بر سر نارم طواف 1
با حضور در كنار كعبه، مناسك آغاز مىشود؛ هنگام اتصال قطره به دريا، زمان پيوستن مسلمان به درياى امت اسلام. اولين گام مناسك حج، طواف است. طواف، يعنى هفت بار از راست به چپ، دور كعبه چرخيدن. طواف، نمادى است از آنچه حول عرش الهى و بيتالمعمور مىگذرد؛ جلوهاى است از «انّا لِلّه» و «اِنّا اليه»؛ خلاصهاى است از تاريخ بشريت. چه چيزى را طواف مىكنى؟ كعبه را؟ حجرالاسود را كه دست خداست در زمين براى بيعت آدميان؟ قبر هاجر(س) و اسماعيل(ع) را؟ مولد على(ع) را؟ خانه خدا را؟ نماد و جلوه عرش الهى در زمين را؟ كدام را؟ همه را و هيچكدام را. همه را چون همگى درون مطافاند؛ هيچكدام را چون جملگى نشانهاند. جسمت گِرد نشانهها مىگردد و جانت عروج كرده و با كرّوبيان به طواف عرش مشغول است. مراقب باش، طواف عرش و عظمت آن، خانه و زيبايىاش، تو را از صاحبخانه غافل نكند.
گر شبى در خانۀ جانانه مهمانت كنند
گول نعمت را مخور، مشغول صاحبخانه باش 2اينجا هرچه بخواهى، همانت مىدهند؛ همچون بهشت، اگر شير و عسل و ميوه و سايه و تخت بخواهى مىدهندت و اگر «سلام» و «رفاقت» و «منّت» و «بهشتآفرين» بخواهى، عطايت مىكنند. 3
1. چو يار ناز نمايد شما نياز كنيد
گر يار را غنى ز نياز آفريدهاند
ما را نيازمند به ناز آفريدهاند