164لسان روايات نيز كعبه را در رديف قرآن و عترت(عليهم السلام)، از حُرُمات خدا به حساب آوردهاند؛ يعنى كعبه، ركن اصيلى است كه حرمت و قداست آن، فوق ساير موضوعات دينى و شعائر الهى است. در واقع، كعبه مصونيت خاصّ آسمانى دارد و حريم مقدس خدا و ضامن بقاى دين خدا و مورد تقديس و احترام از نظر عموم مسلمانان جهان است. 1
آيتالله جوادى آملى مىفرمايد:
آنچه ما از تبار بنيانگذار بيتالله الحرام، حضرت ابراهيم(ع) به ميراث بردهايم، اين است كه عامل قيام مردم و مقاومت آنها در برابر جباران فرومايه، قوام كعبه و حيات و ادامه امر آن است. امام صادق(ع) مىفرمايد: «
لا يزالُ الدّينُ قائِماً ما قامَتِ الكَعبَة ». 2
ازاينرو، امام زمان، قائم آلمحمد(عج) نيز در آغاز قيام جهانى خود، بر محور قيام و قوام جوامع انسانى، يعنى كعبه، تكيه زده، ياران آن حضرت به حضورش مىشتابند. بنابراين، حيات كعبه، حيات دين است و با حيات دين، مردم زندهاند و با خراب شدن و انهدام و ترك كعبه، دين مىميرد و با مرگ دين، مردم نيز خواهند مرد. مبناى اين همه سخنان، آيه شريفۀ: ( جَعَلَ اللّٰهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرٰامَ قِيٰاماً لِلنّٰاسِ )؛ [«خداوند، كعبه (بيت الحرام) را وسيلهاى براى استوارى و سامان بخشيدن به كار مردم قرار داده» (مائده: 97)] مىباشد؛ زيرا مفادش اين است كه رونق و عمران كعبه - با طواف بر گرد آن و خواندن نماز به سمت آن و گزاردن حج با مناسك آن و قبله قرار دادن آن در امور عبادى و مانند آنها- عاملى مهم براى قيام مردم است. از طرفى، بر اين نكته نيز دلالت دارد كه ويرانى و مهجور نهادن كعبه - با ترك طواف بر گرد آن و نخواندن نماز به سمت آن و ترك ديگر امورى كه بايد رو به