160 شرك، يعنى بتهاست.
پس، تطهير خانه خدا يا منزه داشتن آن، از خصوص پليدىهاى معنوى است و ابراهيم(ع) مأمور شد كه طريقه عبادت را به نحوى كه خالى از قذارت شرك باشد به مردم تعليم دهد؛ همانطور كه خودش مأمور به چنين عبادتى شده بود و يا تطهير آن، از مطلق نجاسات و پليدىها، چه مادى و چه معنوى است. لكن از اين دو احتمال، آنكه با سياق آيه مساس بيشترى دارد، همان احتمال اول است و حاصل تطهير معبد از ارجاس و پليدىهاى معنوى، براى پرستندگان كه از دور و نزديك قصد آن مىكنند، اين است كه عبادتى براى آنان وضع كند كه خالص براى خدا باشد و منسوب به شائبه شرك نباشد و در آنجا، تنها خدا را بپرستند و چيزى را شريك او نكنند. 1
فيض كاشانى از امام صادق(ع) روايت مىكند:
همينكه ابراهيم كعبه را بنا نمود و مردم حج به جاى آوردند، كعبه به خداى تعالى شكايت كرد از آنچه كه از آنان به او برخورد مىكند. پس خداى تعالى به او فرمود: اى خانۀ من، چشمت روشن؛ چراكه من در آخرالزمان گروهى را برمىانگيزانم كه با شاخههاى درخت، نظافت و خلال دندان مىكنند. 2
از امام صادق(ع) پرسيدند: «آيا زنان زمانى كه به خانه كعبه مىآيند بايد غسلى كنند؟» حضرت فرمود: «بله، چراكه خداى تعالى مىفرمايد: «خانه مرا براى طوافكنندگان و نمازگزاران پاك سازيد»، پس سزاوار است كه بنده داخل حرم و مسجدالحرام نشود، مگر اينكه پاك باشد؛ هم از عرق و كثافات، و هم از حدث». 3