130
11. لبيك دائم
خداوند هميشه حاضر است و سزاوار اين حضور، آن است كه هيچگاه نبايد حضور او را از ياد برد. امر او به پاكىها و نهى او از ناپاكىها نيز همواره رو بهسوى بندگانش دارد. پس هميشه بايد «لبيكگو» بود و سر در حلقه اطاعت معبود داشت.
عبدالرحمان جامى مىنويسد:
... ورزش اين نسبت شريفه مىبايد كرد بر وجهى كه در هيچ وقتى از اوقات و هيچ حالتى از حالات، از آن نسبت خالى نباشى؛ چه در آمدن و رفتن، و چه در خوردن و خفتن، و چه در شنيدن و گفتن، و بالجمله در جميع حركات و سكنات، حاضروقت مىبايد بود تا به بطالت نگذرد، بلكه واقف نفس [بايد بود] تا به غفلت برنيايد. 1
محيىالدين عربى مىگويد:
عارفان، تلبيه را نه در دنيا و نه در آخرت، قطع نمىكنند؛ زيرا آنان پيوسته، خواندن حقتعالى را در دلهايشان مىشنوند، پس آنان از حال به حالى ديگر به حسب آنچه كه حقتعالى بدان فرا مىخواندشان، انتقال پيدا مىكنند، و همينطور راستگفتاران در دنيا بدانچه كه شرع آنان را بدان، در تمام افعالشان فرامىخواند و اجابت آنان عبارت است از باز داشتن خويش از وقوع در حرام، پس آنان از حالى به حال ديگر به سبب فرا خواندن پروردگارشان مرآنان را انتقال پيدا مىكنند، پس او سبحانه و تعالى، پيوسته خواننده بهسوى خودش است، و عارف هم گوشش باز و شنوا، و پيوسته اجابتكننده است. 2
«بارى عارفان و سالكان، تلبيه منقطع ندارند؛ ليبك آنها دائمى است. آنها در تمام