95آسمان برمىخاست. آن جوان به من فرمود: «پياده شو و مركبت را رها كن كه اينجا وادى امن است». مقدارى جلو رفتيم. فرمود: «اينجا بايست تا برايت اذن دخول بگيرم». رفت و برگشت، فرمود: «داخل شو». تا وارد خيمه شدم، نور جمال حضرت من را خيره كرد. خالى در رخسار ايشان بود و بسيار موقّر و باهيبت بود. خود را روى قدمهاى حضرت انداختم و سلام دادم و ايشان جواب داد.
عرض كردم: «پدر و مادرم فداى شما باد. بعد از رحلت پدر بزرگوارتان امام عسكرى(ع) شهر به شهر در جستوجوى شما بودم كه خداوند اين نعمت را به من ارزانى داشت». 1 حضرت براى من و نزديكان من دعا فرمود. مبلغى كه بيش از پنجاه هزار درهم بود به حضرت دادم. ولى ايشان تبسم نمود و فرمود اين مال را در برگشتن كه سفرى طولانى خواهى داشت براى خود صرف كن... اين نمونهاى از ملاقاتهايى است كه در زمان غيبت صغرا اتفاق افتاده است.
تشرف يافتگان به حضور امام عصر در غيبت كبرا
شمار كسانى كه در غيبت كبرا با حضرت ملاقات كردهاند بسيار است. براى آگاهى مىتوان به كتابهاى «بحارالانوار»، «نجمالثاقب»، «جنةالمأوى»، «دارالسلام»، «كشفالاستار» و «عبقرى الحسان» و ديگر كتابهايى كه در اين موضوع نوشته شده، مراجعه كرد. «محدث نورى(قدس سره)» در باب هفتم كتاب نجمالثاقب صد حكايت نقل مىكند. ايشان در آغاز مىنويسد:
من هرچه شنيدم نقل نكردم. بلكه در صدق و ديانت ناقلان دقت كردم و آنچه نقل نمودم از كسانى است كه داراى وثاقت و صداقت مىباشند و بسيارى از آنها صاحبان مقامات عاليه و كرامات باهرهاند. 2