357بسيار خوش اخلاق و مهربان بهطورىكه شبها آفتابهها را پر از آب مىكرد و پشت حجرهها مىگذاشت و طلاب را يك ساعت به اذان صبح بيدار مىكرد.
در يكى از شبها بىخوابى بهسرم زد و نيمههاى شب از حجره بيرون آمدم و از ايوان به صحن مدرسه نگاه مىكردم ديدم اطاق خادم روشن است، پايين آمدم و از روزنههاى پنجره نگاه كردم، ديدم مردى نورانى و بزرگوار در بالاى اطاق نشسته و خادم مؤدبانه پايين اطاق و با هم گفتوگو مىكنند، فردا قبل از ظهر كه خادم مشغول جاروب زدن مدرسه بود، به او گفتم: ديشب چه كسى در اطاق شما بود؟! او از نقل آن امتناع مىكرد، و بالاخره با اصرار من، گفت: مىگويم، به شرط اينكه با كسى در ميان نگذارى، فرمود: آن آقايى كه مشاهده كردى از كسانى است كه در خدمت حضرت بقيةالله الاعظم(عج) مىباشد. گاهى به من سر مىزند، به ايشان عرض كردم. بنده پير شدم، چنانچه مىشود، به حضرت عرض كنيد كه من بقيه عمرم را در خدمت حضرت بگذرانم، آن آقا فرمودند به حضرت عرض مىكنم و جوابش را مىدهم، استاد ما فرمودند: من مترصد بودم كه وضع خادم بهكجا مىانجامد، شبى در خواب بودم كه صدايى از صحن حيات مدرسه بلند شد كه آقايان طلاّب من رفتم خداحافظ، من را حلال كنيد، من به سرعت به صحن حيات آمدم، ديدم پيرمرد خادم از دالان مدرسه بيرون مىرود، دنبال او رفتم، كه از درب مدرسه خارج شد، من به دنبالش بيرون رفتم، هر چه در كوچهها گشتم او را نيافتم.
معناى ديگرى براى خواص از مواليان
احتمال دارد كه مراد از خواص مواليان كه طبق روايت امام صادق(ع) با حجت خدا مرتبط مىباشند منحصر در خدمه و كارگزاران حضرت نشود بلكه جمله «خاصة مواليه» يك صفت و مرحلهاى باشد كه هر انسانى به آن مقام رسيد و متّصف به آن صفت شد، بتواند از جايگاه حضرت مطلع گردد و شاهد بر اينكه «خاصة مواليه» منحصر در گروه خاصى نيستند جملۀ «خاصة شيعته» است كه منحصر به سفراء اربعه نمىشود بلكه طبرسى(رحمة الله) صاحب كتاب