116چون نقل كردم، دستور داد كيسهاى كه در آن هزار دينار بود به من بدهند و گفت: «اين را بگير و مصرف كن». گفتم: «دانهاى از آنها را قبول نمىكنم». خليفه گفت: «از چه كسى مىترسى؟» گفتم: «از آن كسى كه من را شفا بخشيده است؛ زيرا به من فرمود از ابوجعفر چيزى قبول نكن». خليفه ناراحت شد و گريست. 1
صاحب كتاب كشفالغمّه از پسر اسماعيل هرقلى نقل مىكند كه پدرم هر سال به سامرا مىرفت تا شايد يكبار ديگر چهره زيباى امام خود را ببيند و اين عمل چهل بار تكرار شد. اما شرف زيارت دست نداد.
بعد از اينكه شيخ حر عاملى كه يكى از علما و محدثان بزرگ جهان تشيع است، حكايت اسماعيل هرقلى را نقل مىكند، مىنويسد مانند اين جريان در زمان ما و نيز در گذشته از آن حضرت بهطور متواتر و قطعى براى ما نقل شده است. 2
كرامتى از امام زمان(عج) در عصر حاضر
در عصر حاضر نيز حكايتى از لطف و عنايت حضرت بقية الله(عج) براى همسر عالم فاضل جناب حاج آقاى متقى همدانى واقع شده است 3 كه خود ايشان براى اينجانب كه به همراه آقاى شاكرى و آقاى قاسمى به منزلشان رفته بوديم بهطور مستقيم نقل كرد. البته چون آيتالله صافى از ايشان خواست كه اصل واقعه را براى ايشان بنويسد، 4 بهتر است ما نيز به همان نوشته حاج آقاى متقى بسنده كنيم. ايشان بعد از حمد و صلوات و سلام بر اهلبيت پاك مىنويسد:
مناسب ديدم توسلى را كه به حضرت بقيةالله فى الارضين حجة بنالحسن العسكرى