111امروز از آن خبرى نيست. بلكه مردم در طول زمان و در مكانهاى متعدد و فراوان، در خلوت و جلوت و شهر و بيابان از حضرت مهدى يارى مىطلبند و آن بزرگوار نيز با مهربانى تمام، آنان را كمك مىكند. گاهى دستگيرى حضرت، مثل حكايت محمدبنعيسى در بحرين و شفايافتن اسماعيل هرقلى، به قدرى مشهور شده است كه نه فقط مردم، بلكه حاكمان وقت هم يقين كردند كه پشت پرده غيبت، امام و حجت الهى هست و مىتواند براساس ولايتى كه خداوند به او داده است، كارهاى مهمى انجام دهد. آيا با چنين نشانهها و آثار واضحى مىتوان در وجود آن امام و حقانيت او شك كرد؟!
ايمان ساحران به موسى
وقتى موسى و هارون بهسوى فرعون و اطرافيانش آمدند و آنها را بهسوى خدا دعوت كردند و موسى معجزهاى همچون عصا و يد بيضا نشان داد، آنها قبول نكردند و نسبت سحر و جادوگرى به آنها دادند. جناب موسى فرمود:
آيا شما حق را با سحر فرق نمىگذاريد؟ و حال آنكه ساحران هرگز پيروز نخواهند شد و چنانچه ساحرى بخواهد خود را رسولخدا معرفى كند و سپس سحر خود را بهجاى معجزه الهى نشان دهد، قطعاً خداوند او را رسوا مىكند و هرگز به مقصدش نخواهد رسيد.
فرعون از ساحران زمان دعوت كرد تا در ميدان مسابقه و مبارزه مقابل موسى قرار گيرند. موسى به آنان فرمود: «هرچه مىتوانيد انجام دهيد». چون آن ساحران از اعمال خود فارغ شدند، حضرت موسى قبل از انداختن عصا فرمود:
قٰالَ مُوسىٰ مٰا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّٰهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ * وَ يُحِقُّ اللّٰهُ الْحَقَّ بِكَلِمٰاتِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ 1 (يونس: 81 و82)
آنچه شما آورديد سحر است و خداوند بهزودى آن را باطل مىسازد؛ زيرا خداوند هرگز عمل مفسدان را اصلاح نمىكند.