67
3. حديث غدير
رسول خدا(ص) فرمود:
«من كنت مولاه فهذا على مولاه»؛ «هركه من مولاى اويم، على مولاى اوست».
اين حديث صحيح و متواتر را بسيارى از محدثان از قول راويان فراوان نقل كردهاند و پيشوايان حديث و حفّاظ بزرگ نيز در كتابها و مسندهاى خود به ذكر آن پرداختهاند.
نسائى اين حديث را از ابوطفيل از زيد بن ارقم چنين نقل مىكند:
هنگامى كه رسول خدا(ص) از حجةالوداع بازگشت و در غدير خم فرود آمد، دستور داد تا خسوخاشاك پيرامون درختان را جارو كنند و آنگاه فرمود: «مرا فرا خواندهاند و من نيز لبيك گفتهام. من در ميان شما دو چيز گرانبها باقى مىگذارم كه يكى از ديگرى بزرگتر است: كتاب خدا و اهلبيتم. پس بنگريد كه پس از من چگونه با آنها رفتار مىكنيد؛ زيرا اين دو از هم جدا نخواهند شد تا آنكه كنار حوض بر من وارد شوند».
رسول خدا سپس فرمود: «خداوند مولاى من است و من ولى همه مؤمنان هستم». آنگاه دست على را گرفت و فرمود: «هركه من ولى او هستم، اين مرد ولى اوست. خدايا دوستداران او را دوست، و دشمنانش را دشمن بدار». ابوطفيل مىگويد در اين هنگام به زيد گفتم: «تو خود اين را از رسول خدا(ص) شنيدى؟» گفت: «تك تك آنها كه كنار درختان بودند، اين سخنان را با چشم و گوش خود ديدند و شنيدند». 1
حاكم 2، ابن ابوعاصم 3 و طبرانى 4نيز اين حديث را نقل كردهاند و حاكم 5 و