71 به اين مقام، از طرف خداوند يا پيامبر (ص) يا امام پيشين است. اين سه شيوه، نه در عرض، بلكه در طول يكديگرند؛ يعنى اگر امامى امام ديگر را جانشين خود معرفى مىكند، به اين جهت است كه نخست امامتِ خودش اثبات شده است. اگر پيامبر (ص) كسى همچون على عليه السلام را به امامت منصوب كند، بر اساس فرمان خداوند بوده است و چون پيامبر (ص) اين وظيفه را از طرف خدا انجام داده است، رابطه ميان اين انتخابها، طولى خواهد بود و اين امر براى انتخاب و تعيين امام كافى است.
دومين تفاوت ديدگاه شيعه با اهلسنت، در دايرۀ كاركرد امامت است. براى روشن شدن مطلب، ناگزيريم تعريف اهلسنت را از امامت بازخوانى كنيم، سپس به تعيين تفاوت كاركرد امامت در ميان شيعيان و اهلسنت بپردازيم:
- «عضدالدّين ايجى» مىگويد: «جمهور معتقدند: امام بايد در اصول و فروع، مجتهد باشد و بتواند امور دين را برپا دارد و بر عقايد، برهان اقامه كند و شبهات را حل كند». 1 در واقع، ايشان شأنى زمينى - آسمانى براى امام قائل است.
برخى از اهلسنت، همچون ايجى، دفاع از اعتقادات و باورهاى دينى را جزء وظايف امام عليه السلام بهحساب مىآوردند، اما چنين وظيفهاى را براساس اجتهاد تعريف مىكنند و مجتهد بودن، يعنى رسيدن به نوعى آگاهى و معرفت كه طبيعتاً بر مطالعه و كسب معلومات استوار است؛ به عبارت ديگر، اجتهاد يعنى آگاهى دينى كه احتمال اشتباه در آن وجود