68همچنين دامنه علم امام، محدود به زمان و مكان نيست. از گذشته و آينده نيز در دامنهاى كه خدا به آنان اذن داده آگاه بودند و منبع دانش ديگرى داشتند كه به آن اشراقات مىگوييم؛ يعنى از طرف خداوند حمايتى معنوى براى امام عليه السلام وجود دارد كه موجب مىشود در هدايت مردم دچار خطا نشود.
دومين ويژگى امام، ولايت معنوى اوست. ولايت معنوى امام، دامنۀ كوچكشدهاى از ولايت خدا و رسول است و به معناى نفوذ غيبى امام عليه السلام در انسان و جهان است. به اين ترتيب كه ما معتقديم امام عليه السلام مىتواند بر انسان و جهان اثر بگذارد. اين اثرگذارى، در انسانهاى ديگر وجود ندارد و براساس همين تأثير است كه امام عليه السلام مىتواند به تربيت اخلاقى و معنوى مردم بپردازد. چنانچه انسانها در يك سطح از شخصيت و كرامت انسانى باشند، نمىتوانند بر يكديگر اثر بگذارند. بنابراين امام عليه السلام بايد سرآمد برخورداران از ويژگى ذاتى كمالى و معنوى باشد تا بتواند هم به شيوههاى كاملاً عادى و متداول و هم به جهت برخوردارى از نيروى باطنى بر آنها اثر بگذارد. در تعريف اهلسنت از امام، چنين دامنهاى وجود ندارد. ولى شيعه از ولايت امام چنين تعريفى دارد. هيچيك از اهل سنت درباره خلفا قائل به ولايت معنوى نيست و اگر ولايتى دارند، به معناى حاكميت و لزوم اطاعت از آنان است و نه نفوذ معنوى.
سومين ويژگى امام، رهبرى سياسى است. شيعيان، از آنجا كه ميان زندگى مادى و معنوى و جهان غيب و آشكار جدايى قائل نيستند، معتقدند ويژگىهاى معنوى و باطنى، با رهبرى جامعه انطباق و پيوستگى