63روى داده، اين است كه برخى متون درست را بر موارد نادرست تطبيق كردهاند؛ براى مثال، جابر بن سمره، حديث مشهورى از پيامبر (ص) نقل كرده كه فرمود:
«سيكون عليكم إثنا عشر خليفة كُلُّهُم مِن قُريش». اين حديث، در صحيح بخارى و ديگر منابع حديثى اهلسنت نقل شده است. اهلسنت كوشيدهاند آن را بر خلفا تطبيق كنند. البته تلاش آنها بىحاصل بوده است؛ زيرا اگر مصداق آن را صرفاً خلفاى راشدين بدانند با كمبود مصداق مواجه مىشوند. اگر همۀ خلفاى بنىاميه يا بنىعباس را مصداق آن بدانيم با افزايش خلفا مواجه مىشويم. روشن است كه ذكر عدد در اين حديث، با توجه به شمارگان دوازده، موضوعيت دارد و براى بازگوكردن كثرت و عدد تقريبى نيست؛ چنانكه مثلاً در روايات، فضيلت و ثواب و مانند آن، از اعداد هزار و بيشتر به صورت كلى ياد مىشود.
مصاديق دوازده نفرى كه پيامبر (ص) در حديث فرمود و آنها را نيز قريشى معرفى كرد، چه كسانى هستند؟ يافتن مصاديق اين حديث براى اهلسنت به موضوع پيچيدهاى تبديل شد تا آنجا كه خلفايى هم كه صلاحيت جانشينى پيامبر (ص) را ندارند، در ليست مصاديق اين دوازده تن آوردهاند و بعضى ليستها هم بيش از دوازده نفر شده است. سپس براى برطرف كردن اشكالات اين تطبيق نابجا، ناگزير به توجيههاى شگفتانگيز روى آوردهاند.
يكى از مشكلات و نقدهايى كه به مبانى فكرى اهلسنت وارد مىشود، سازگار كردن متون و ميراث دينى با واقعيتهاى بيرونى است.
حال پرسش آن است كه چرا براى توجيه واقعيت به تفسير متون