203ايشان در ادامه مىفرمايد شخصى از يكى از اساتيد ما پرسيد:
اين آيه، به چه بيانى بر عصمت امام دلالت دارد؟ استاد در جواب فرمود: به حكم عقل، مردم از يكى از چهار قسم بيرون نيستند؛ قسم پنجمى هم براى اين تقسيم نيست: يا در تمامى عمر ظالماند يا در تمامى عمر ظالم نيستند، يا در اول عمر ظالم و در آخر توبهكارند، يا به عكس، در اول صالح و در آخر ظالماند. ابراهيم عليه السلام شأنى اجل از اين دارد كه از خداى تعالى بخواهد مقام امامت را به دسته اول، و چهارم، از ذريهاش بدهد. پس بهطور قطع دعاى ابراهيم شامل حال اين دو دسته نيست. مىماند دسته دوم و سوم؛ يعنى كسى كه در تمامى عمرش ظلم نمىكند و كسىكه اگر در اول عمر ظلم كرده، در آخر توبه كرده است، از اين دو قسم، خداوند، قسم دوم را نفى كرده است. مىماند يك قسم و آن كسى است كه در تمامى عمرش هيچ مرتكب نشده است. پس، از چهار قسم بالا، دو قسم را ابراهيم از خدا نخواست، و از دو قسمى كه خواست يك قسمش مستجاب شد و آن كسى است كه در تمامى عمر معصوم باشد. 1
اين آيه مىگويد: منصب امامت به آنها هم نمىرسد و اين، همان پيششرطى است كه شيعه براى امام و جانشين پيامبر (ص) به نام عصمت قائل است. استدلال به اينكه اسلام، بر گذشتۀ افراد چشم مىپوشد، دربارۀ وضع عمومى افراد پذيرفتنى است. اما در مورد امامت و پيشوايى، خير؛ زيرا گناه بر فرد اثر وضعى مىگذارد؛ هرچند مستوجب عقوبت آن