196 خواسته است. تحقق اين ارادۀ خداوند، از طريق انجام دادن تكاليف و وظايفى كه برعهده ما نهاده و نيز پرهيز از محرمات و معاصى و گناهانى است كه خداوند ترك آنها را از ما خواسته است. اينكه در آيه تطهير مىگوييم منظور از فعل يُرِيدُ اراده تكوينى است، به چند جهت است:
اول اينكه اگر اراده تشريعى باشد، با حصر ناسازگار مىشود؛ زيرا خداوند تكاليف را فقط از اهلبيت نخواسته است كه در اين آيه آمده، بلكه تكليف و وظيفۀ عمومى است.
نكته دوم اينكه اگر خداوند طهارت و پاكيزگى را صرفاً از اينها خواسته است، آيا امامان عليهم السلام و اهلبيت احكامى ويژه دارند كه ارادۀ طهارت هم از جملۀ آن احكام ويژه باشد؟ درباره پيامبر (ص) برخى احكام اختصاصى، مثل وجوب نماز شب يا امكان تعدد همزمان همسران بيش از چهار نفر وجود دارد، اما در مورد امامان، كسى چنين ادعايى نكرده است. بنابراين چون احكام اختصاصى براى آنها نيست، اگر در اينجا اراده تشريعى باشد، حصر لغو خواهد بود؛ يعنى خداوند چيزى را كه از ديگران خواسته است، به صورت انحصارى از آنها هم طلب كند.
- سومين محور اينكه اراده تكوينى خداوند تخلفناپذير است. إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (يس:82). اگر به منطق قرآن مراجعه شود، اراده، جايى تخلفپذير است و ممكن است تحقق نيابد كه تشريعى باشد و صرف اراده خداوند، علت تامه فعل نباشد. تحقق اراده خداوند در فعل بندگان، اراده تشريعى است. آنجا كه خداوند مىفرمايد: