192«مگر اينكه خدا را پرستش كنند و از طاغوت بپرهيزند». 1
عبادت و دورى گزيدن از شرك هدف مشترك همه پيامبران بوده است. پس اگر خداوند پيامبرانى براى مردم برانگيزد و مردم هم موظف به تبعيت از آنها باشند، آيا اين افراد ممكن است مردم را به گمراهى و ضلالت بكشانند يا خير؟ اگر بگوييم آرى، پس خداوند مردم را به هدايت رهنمون نشده و به احتمال طرفين، يعنى هم به ضلالت و هم به هدايت راهبرى كرده است. اين امر، هم با فرستادن پيامبران و هم با فعل خداوند حكيم و حكمت او ناسازگار است. اگر بگوييم افرادى را بدون احتمال خطاكارى برگزيده است، پس عقل به عصمت آنان حكم كرده است. ازاينرو نمىتوان پيامبرى را فرض كرد كه مردم را هدايت نمىكند. لازمه هدايتكردن نيز اين است كه هادى، خود واجد هدايت بوده، احتمال گمراه كردن، در او منتفى باشد.
دليل اجتماعى عصمت
اين دليل را برخى از حكيمان و متكلمان مطرح كردهاند؛ از جمله فارابى در بحث نبوّت از آن سخن رانده است. او به بحث نبوّت بيشتر در حوزه اجتماعى پرداخته و گفته است كه جامعه انسانى از زمانى كه زندگى گروهى در ميان افراد بشر شكل گرفته، اداره و مديريت شايسته را لازم داشته است.
در جامعه انسانى، به جهت تعارضهاى حقوقى كه در آن روى