191بقيه انسانها و در امر نبوت، موسايى است از نوع انسانهاى آسمانى. اين موساى نبى با حيثيت موسوىاش، داراى عصمت است و موساى زمينى، در امور و كارهاى خويش عصمت ندارد. بر اساس اين ديدگاه، پيامبران و امامان، در عرصه پيامبرى و امامت، از خطا و لغزش دورند، اما در عرصه زندگى شخصىشان ممكن است خطا كنند و بلغزند. بر اين ديدگاه كه اغلب اهل سنت و عدهاى از عالمان شيعى مطرح كردهاند، نقد جدى وارد است.
ادلۀ عصمت
ادله عصمت به سه دسته تقسيم مىشود: ادله عقلى، ادله اجتماعى و ادله نقلى. ادله عقلى عصمت، در وجوب اطاعت نبى و معصوم ريشه دارد.
پرسش خود را اينگونه مطرح مىكنيم: آيا پيامبران واجبالاطاعه بودهاند؟ حتى اگر از ادله نقلى بهعنوان مؤيد استفاده كنيم أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ (نساء: 59)، باز هم عقل به لزوم تبعيت انبيا حكم مىكند. مقدمات دليل عقلى را اينگونه سامان مىدهيم:
- خداوند پيامبرانى داشته است.
- اين پيامبران دو وظيفه اصلى داشتهاند: ابلاغ پيام الهى به مردم و هدايت مردم به سوى سعادت.
- براى تحقق هدايت انبيا، انسانها موظف به پيروى از آنان بودهاند، در غير اين صورت نقض غرض حاصل مىشده است.
خداوند مىفرمايد ما هيچ پيامبرى را در ميان مردم برنينگيختهايم،