178ثانياً در مورد جانشينى، ميان انصار و مهاجرين اختلاف رخ داد. انصار گفتند خليفه از ما باشد و مهاجرين نپذيرفتند و به حديث
«الائمة من قريش» تمسك كردند. 1بنابراين در سقيفه در موضوع جانشينى اختلاف شد؛ از جمله، سعد بن عباده رييس انصار گفت: «ما سزاوارتريم». سپس باب احاديث سياسى در آنجا باز شد و گفتند كه پيامبر (ص) فرمود: اگر همه خلق به سمتى بروند و انصار به سمتى ديگر، من با انصار همسو مىشوم. انصار از اين سخن احساس رضايت كردند، ولى خليفه دوم و اطرافيان مهاجر به آنان گفتند كه پيامبر (ص) فرمود:
«الأئمةُ كُلُّهُمْ مِنْ قريش» و شما قريشى نيستيد، هرچند مسلمانان شايستهاى هستيد، اما خلافت شايسته شما نيست؛
«مِنّا امير و مِنْكُمْ وزير»؛ «ما فرمانده و شما هم وزير ما باشيد». اين نشان مىدهد كه اگر حكومت براساس اين الگو محقق مىشد كه فلان صحابى، خليفه باشد، چون پيامبر (ص) تعيين كرده است، اين اختلافها پيش نمىآمد.
2. مسئله ديگر، بيعت نكردن على عليه السلام در ابتداى امر است كه اين در تاريخ مسلم است. برخى گفتهاند كه حضرت بعد از شش ماه بيعت كرد.