177 عمومى صورت گرفت كه شيعه اين همه دليل و آيه و حديث براى نقد و نقض آن ارائه مىكند؟ اگر اجماع عمومى مسلمانان اتفاق افتاده باشد، شما نبايد در آن تشكيك كنيد.
پاسخ: در جريان شكلگيرى بيعت در سقيفه و پس از آن، مخالفت پديد آمد. اگر بگوييم كه پس از جريان سقيفه جامعۀ مسلمانان يكدست شد و همه اين خلافت را پذيرفتند، به اشتباه افتادهايم. آنچه در سقيفه گذشت و منابعى همچون تاريخ طبرى و طبقات ابن سعد به آن اشاره كردهاند، گوياى اين اختلافنظر است. در اين خصوص دو مسئله قابل توجه است:
1. در سقيفه، به هيچ وجه، كسى در پى آوردن آيه و حديث براى اثبات خلافت خود نبود. كارگزار و كارگردان سقيفه، خليفه دوم بود و خليفه اول كانديداى خليفه دوم. از فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام در نهجالبلاغه:
«لشَدَّ ما تَشطّرا ضَرعيَها» 1؛ «چه سخت پستان خلافت را تقسيم كردند»، درمىيابيم كه خليفه دوم درصدد بود كه حكومت پايهگذارى شود و دوران تجربى آن سپرى گردد و بعد كه به حالت استقرار و آرامش رسيد، به كس ديگرى منتقل شود و او بتواند در اين شرايط عهدهدار آن شود. اين، وجه خوشبينانه حادثه است. بنابر نقل منابع اهلسنت، در مجموعه گفتوگوهايى كه در سقيفه صورت گرفت:
اولاً هيچكس به آيه و حديث استناد نكرد و نگفت كه پيامبر (ص) در حق من فرمود:
«اَنْتَ ولي كُلِّ مُؤمن». 2