161اثبات خلافت آنها وجود ندارد. ممكن است اهل سنت از مجموعه روايات فضيلت، با قطع نظر از درستى يا نادرستى آنها، به اين نتيجه برسند كه مثلاً شصت امتياز براى على عليه السلام و سى امتياز از آنِ خليفه ديگر باشد و اين سى امتياز هم براى مشروعيت جانشينى خليفه كافى است و بدينگونه، از طريق فضيلت، شايستگى خلفاى سهگانه را براى جانشينى پيامبر اثبات كنند نه به دليل صريح و نص. اما با مطالبى كه در منابع اهلسنت آمده است، سازگارى ندارد. از جمله آنچه حاكم نيشابورى، از محمد بن منصور طوسى و از احمد بن حنبل نقل مىكند 1: «ما جاء لاَحَدٍ مِن اصحابِ رَسول الله (ص) مِنَ الفَضائلِ ما جاء لعلي»؛ «براى هيچيك از صحابه به اندازهاى كه براى على عليه السلام آيه و روايت در خصوص فضيلت او ذكر شده، آيه و روايت نيامده است».
همچنين در فضيلت هيچ يك از صحابه با سندهاى درست و قابل اعتماد، آنچه كه در حق على عليه السلام نقل شده است، بازگو نگرديده است. بنابراين، گزارش برخى روايات در خصوص فضيلت برخى از صحابه، در صورتى قابل استناد است كه مبناى اثبات جانشينى، فقط فضيلت باشد. ولى مبنا نصّ است و اهل سنت چون بر اين موضوع نصّ ندارند، به فضيلت تمسك مىورزند. آيۀ ولايت يا حديث غدير در موضوع امامت و جانشينى نص است.
اگر از نصّ دست برداريم و به سراغ فضيلت برويم، بر مبناى فضيلت هم كفۀ فضيلت امامان معصوم از كفه فضيلت خلفا سنگينتر است. اين