132در زمينه تعيين مصاديق قربى، روايات فراوانى وجود دارد كه معرف جايگاه اهلبيت است. بسيارى از منابع اهلسنت، كاربرد اين واژه را براى خاندان پيامبر (ص) نقل كردهاند. امامان شيعه نيز از اين اصطلاح استفاده كردهاند؛ از جمله، حاكم نيشابورى در مستدرك، روايت امام مجتبى عليه السلام را نقل مىكند كه پس از اينكه على عليه السلام به شهادت رسيد، امام مجتبى عليه السلام بر منبر رفت و خدا را ستايش كرده، فرمود: اى مردم! هر كس مرا مىشناسد، مىشناسد و هر كس نمىشناسد، من حسن بن علىام. من فرزند پيغمبرم
«و انا ابن الوصي». (در زمان امام مجتبى عليه السلام لقبى كه براى على عليه السلام شناخته شده بود، لقب وصى است). در ادامه مىفرمايد:
«انا ابن الوصي، انا ابن البشيرو انا ابن النذير... انا من اهل البيت الذين اذهب الله عنهم الرجس وطهّرهم تطهيراً». اين يك استناد است.
«انا من اهل البيت (با الف و لام) الذين افترض الله مودتهم على كل مسلم». امام مجتبى عليه السلام مىفرمايد: «من از خاندانى هستم كه خداوند دوستى آنان را واجب كرده است». بنابر نقل حاكم نيشابورى، ايشان خود را از مصاديق ذوى القربى كه مودتشان واجب است، به شمار مىآورد. 1
6.آيات مربوط به غدير
آيات مربوط به غدير، از جمله اسنادى است كه زمينهساز بحث ولايت و امامت است. البته از نوع اول نيست كه بر امامت تصريح كند، بلكه از نوع دوم است؛ يعنى شيعه به صورت انضمام به حديث غدير، از