126قسمت است كه مىفرمايد: «اى پيامبر بگو من بر اين (رسالت) پاداشى جز دوستى خويشانم نمىخواهم».
نكته نخست آن است كه هرچند اين آيه به امامت تصريح ندارد، يعنى واژگانى در آن بهكار نرفته است كه از آن، معناى جانشينى و خلافت فهميده شود (آنگونه كه در حديث غدير و آيه ولايت بود)، اما به موضوعى پرداخته است كه لازمه قطعى و حتمى آن، متابعت و پيروى از اهلبيت عليهم السلام است.
نكته ديگر، در خصوص سبب نزول آيه است. محمد بن جرير طبرى صاحب تفسير معروف «جامع البيان» در ذيل اين آيه 1 نقل مىكند كه عباس يا ابن عباس از پيامبر (ص) نقل كرده است كه ايشان در گفتوگوى مفصّلى، مراتب فضل خود را بر انصار بازگو كرده، آنان را به اعتراف به خدمات معنوى نبوت فرا مىخواند كه در پس اين گفتوگو آيه نازل شد.
طبرى در ذيل آيه، داستان اسارت امام على بن الحسين عليه السلام را نقل كرده كه در آنجا مردى با بدگويى به امام، از كشته شدن و اسارت آنان ابراز خرسندى مىكرد. امام به او فرمود: «آيا قرآن خواندهاى؟» گفت: «آرى». فرمود: «سوره شورى را خواندهاى؟» گفت: «آرى». فرمود: ...قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىٰ.... آن مرد پرسيد: «آيا شما قربى هستيد؟» امام فرمود: «آرى».
در احاديث ديگر، مثل آنچه ابن ابىحاتم (متوفاى 330ه .ق) در