80نابودى اسلام را مشاهده كنند. از سويى ديگر، ابرقدرتهاى ايران و روم منتظر روشن شدن وضعيت جامعه اسلامى بودند تا به موقع، شكستهاى خود را جبران كنند. در چنين شرايطى، شعلهور كردن جنگ داخلى، زمينهساز فتنهاى مىشد كه نتيجهاى جز نابودى كامل اسلام نداشت. در چنين جوى است كه فتنهگرى چون ابوسفيان كه موجوديت خويش را در نابودى اسلام مىدانست، درحالىكه عباس را نيز همراه خود كرده بود، نزد اميرمؤمنان(ع) آمد و گفت: «با بودن شما، نوبت به بنىعدى و بنىطى نمىرسد كه حاكم باشند». اما حضرت على(ع) - كه با بصيرت كامل وضعيت را مىشناخت - پاسخ داد:
أَيُّهَا النَّاسُ شُقُّوا أَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ وَ عَرِّجُوا عَنْ طَرِيقِ المُنَافَرَةِ وَ ضَعُوا تِيجَانَ الُمفَاخَرَةِ أَفْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَنَاحٍ أَوِ اسْتَسْلَمَ فَأَرَاح. 1
اى مردم! امواج بزرگ فتنه را با كشتىهاى نجات، درهم شكنيد. از راه اختلاف و پراكندگى برگرديد و تاج تفاخر و برترىجويى را از سر برداريد. [راه صحيح رفت، و] رستگار شد آن كس كه با داشتن ياور و نيروى كافى بهپاخاست و پيروز شد. ديگرى، كسى كه با نداشتن نيروى كافى، كنارهگيرى كرد و مردم را راحت ساخت.
3. پيامبر(ص) نيز تا زمانى كه نيروى كافى نداشت، تمامى آزار و اذيتها، محاصرهها و تهمتها را تحمل كرد. اما هرگز با قريش نجنگيد تا جايى كه حتى در حديبيه، با آنها پيمان صلح نيز امضا كرد. آيا چنين روشى، مُهر تأييدى بر كار مشركان بود؟
4. غاصبان خلافت، ظلمها و ستمهاى فراوانى در حق اميرمؤمنان(ع) روا داشتند كه در اينجا به چند مورد از آنها به نقل از شرح نهجالبلاغه ابنابىالحديد، از دانشمندان اهل سنت اشاره مىشود: