27پس زمانىكه خداوند خانه پيامبران و جايگاه برگزيدگان را براى پيامبرش ترجيح داد، علائم خفته نفاق از اعماق وجودتان سر برآورد و لباس دين برايتان كهنه شد و سردسته منافقان زبان درآورد و ناچيزانِ هيچگاه به حساب نيامده، سربرآوردند و اظهار وجود كردند و عربدههاى سرابپرستان و باطلجويان در عرصه دلهاى شما پيچيد و شيطان از مخفىگاه خود سربرآورد و شما را به نام خواند؛ پس شما را آشناى كلامش و پاسخگوى دعوتش و آماده براى پذيرش خدعه و فريب و نيرنگش يافت. سپس شما را از جا بلند كرد و ديد كه چه راحت برمىخيزيد و شما را گرم كرد و ديد كه چه آسان گرم مىشويد و آتش [در خرمن كينههايتان] انداخت و ديد كه چه زود شعله مىگيريد. پس [به اغواى شيطان] بر شترى نشان زديد كه از آنِ شما نبود و بر آبِشخورى وارد شديد كه غصب [محض] بود. اين در حالى بود كه هنوز از عهد پيامبر، چيزى نگذشته بود و زخم مصيبت هنوز تازه بود و دهان جراحت هنوز به هم نيامده بود و [بدن] پيامبر، هنوز بيرون قبر بود. بهانه آورديد كه از فتنه مىترسيديم [پس خليفه برگزيديم]؛ «أَلاٰ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكٰافِرِينَ»؛ «[ولى بايد] بدانيد كه [هماكنون]، در فتنه سقوط كردهاند و راستى كه جهنم بر كافران احاطه دارد» (توبه:49). 1
درحالىكه به نقل فريقين، پيامبراكرم(ص) فرمود
:«إِنَّ اللهَ يَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا» 2؛ «همانا خداوند از غضب فاطمه به غضب مىآيد و از خشنودى وى خشنود است».
ناخشنودى دخت گرامى رسول خدا(ص) از خليفه اول، مستند تاريخى دارد كه حضرت فاطمه(عليها السلام) به شيخين فرمود: «خدا و ملائكه را شاهد مىگيرم كه شما مرا به غضب آورديد و خشنود نكردهايد». همچنين بنا به نقل «بخارى»، زهراى مرضيه(عليها السلام) از خليفه اول ناراحت بود، با وى قهر كرده، تا لحظه مرگ