182خويش را در اين راه سرمايهگذارى كرد؛ در برابر فشارهاى روزافزون مشركان، با شجاعت و مهارتى ويژه ايستاد و با تدبير خويش، راههاى مشكل سياسى و اجتماعىاى را هموار كرد و از موقعيت خاص اجتماعى كه داشت، در راه حمايت از اهداف رسالت، بهره جُست. او فرزند عبدالمطلب است كه يعقوبى در تاريخ خود در وصف او چنين مىنگارد: «رَفَضَ عبادة الاصنام و وحّدالله عزّوجلّ» 1؛ «عبدالمطلب از پرستش بتها دورى جُست و به خداى يگانه معتقد بود».
نكته تاريخى در زندگى رسول گرامى اسلام(ص) اين است كه عبدالمطلب، به سبب خبر پيشگويانى روشنضمير از آينده درخشان يتيم عبدالله باخبر بود. پس درصدد برآمد تا پس از خويش، سرپرستى حضرت محمد(ص) را به گرامىترين فرزندانش واگذار كند. اينگونه بود كه ابوطالب به افتخار اين سرپرستى بزرگ نائل آمد. در اينكه كفالت و نگهدارى پيامبر(ص) از سن هشت سالگى با وفات عبدالمطلب به ابوطالب سپرده شد، ترديدى نيست و منابع تاريخى دست اول، مؤيد اين سخن هستند. 2 از اينجا مىتوان به روشنى نتيجه گرفت كه ابوطالب در نگاه پدر مؤمن و موحد خويش، از چنان مرتبه ايمان و وارستگى روحىاى برخوردار بود كه به چنين مقام شايستهاى مفتخر شد 3و اين درحالى بود كه ابوطالب، در همان دوران كودكى، از مقام بلند برادرزاده خود آگاه بود؛ چنانكه در قحطى و خشكسالى مكه، حضرت محمد(ص) را واسطه طلب باران قرار داد و در مدحش شعر سرود. 4