136اى پيامبر! آنچه از سوى پروردگارت مأموريت يافتهاى، ابلاغ كن و اگر نكنى، رسالت او را ابلاغ نكردهاى و [ از مردم بيمى نداشته باش كه] خداوند، تو را از گزند آنها مصون مىدارد ... .
پس از نزول اين آيه، پيامبر(ص) دستور توقف دادند. آنهايى كه از كاروان عقب مانده بودند، رسيدند و كسانى كه از كاروان جلو افتاده بودند، برگشتند... . پس از نماز ظهر، از جهاز شتران براى پيامبر(ص) سكويى ساختند. پيامبر(ص) با صداى بلند همگان را مخاطب قرار داد و خطبهاى رسا و طولانى ايراد فرمود و در ضمن آن، فرمود:
... دو چيز گرانبها در بين شما به يادگار مىگذارم؛ قرآن و عترتم كه اهلبيتم هستند و خداى دانا و مهربان به من خبر داد كه اين دو از هم جدا نخواهند شد تا در كنار حوض بر من وارد شوند... .
آنگاه فرمود
:«أَ لَستُ أَوْلَى النَّاسِ بِالُمؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟» 1؛ «آيا من نسبت به مؤمنان از خودشان صاحب اختيارتر نيستم؟»
مردم گفتند: خدا و رسولش آگاهترند. پيامبر(ص) دست حضرت اميرمؤمنان على(ع) را بلند كرد؛ تا جايى كه زير بغل حضرت آشكار شد و فرمود:
... أَنَا أَوْلَى بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلَاهُ.
... صاحب اختيارتر از مردم بر خودشان من هستم. پس، هر كه من مولاى اويم، على مولاى او است.
اين جمله را سه بار تكرار فرمود. 2
آنگاه دست به دعا بلند كرد و فرمود: