118- تفتازانى مىگويد: «امامت با رأى يك نفر از اهل حلّ و عقد براى كسى كه شايسته باشد، منعقد مىشود». 1
- قاضى ايجى مىگويد: «در امامت... نيازى به اجماع نيست؛ زيرا دليل عقلى يا نقلى بر آن وجود ندارد. بلكه بيعت يك نفر يا دو نفر از اهل حلّ و عقد كفايت مىكند». 2
- عبدالقادر بغدادى (متوفاى 429ه .ق) مىنويسد:
چون امامت با رأى يك نفر از اهل حل و عقد براى كسى كه شايسته باشد، ثابت مىشود، بر اساس اين ديدگاهها، در صورت بيعت يك نفر بر سايرين، لازم است از او اطاعت كنند. 3
حتى معتقدان به انتخابى بودن امام، آنجا كه رأى يك نفر را براى تعيين امام كافى مىدانند نيز، بر اين باورند كه هركسى شأنيت امامت ندارد، بلكه هم انتخابكننده و هم انتخابشونده، بايد شرايط لازم را داشته باشند.
البته چنين برداشتى به نفع خويش، موجب غفلت از اين نكته مهم نمىشود كه چنين سخنانى از سوى بزرگان اهل سنت، تلاشى است براى توجيه آنچه پس از رحلت پيامبر(ص) اتفاق افتاد. واقعيت اين است كه روح آيين اسلام، با اين ادعاها و ايدهها سازگار نيست.
از نظر شيعه، امر امامت، امرى انتخابى نيست. بلكه همانگونه كه مردم در انتخاب پيامبر(ص) نقشى ندارند، در گزينش امام نيز از خود اختيارى ندارند؛ زيرا امام بايد داراى عصمت و علم لدنّى باشد و هيچكس جز خداوند قادر نيست مصداق امام را معرفى كند؛ چراكه هيچكس جز خدا نمىتواند از وجود عصمت در كسى آگاه باشد. بنابراين، امامت تنها از طريق نص تعيين مىشود.