369گذشته از آن، اگر ابوبكر با اجماع بهخلافت رسيد، اما اين بتِ اجماع در مورد عُمَر، چرا فرو ريخت، پس از او عثمان چرا با انتخاب شوراى نمايشى شش نفره با حق وِتو براى عبدالرحمانبنعوف، بهصحنه آمد؟! 1 كدام معيار از اين فرضيههاى سهگانه، قابل قبول است؟! بىترديد هيچكدام! و بههمين رو، حتى از نگاهِ برخى پژوهشگران غير شيعه، ديدگاه شيعه در اين حوزه در مقايسه با ديدگاه اهلسنّت، منطقى و معقول است 2.
چهارم - عدم انطباق با معيارهاى غلو
ترديدى نيست كه مفاهيمى چون شرك، كفر، غلو، اسلام و ايمان و... نمىتواند بدون ملاك و معيار باشد، كه در مباحث گذشته با استفاده از ديدگاههاى بزرگان اهل سنت معيارها كاملاً مشخص شد؛ و انديشه امامت براساس ايدئولوژى شيعه، با هيچكدام از آن ملاكهاى غلو، تطبيق نمىكند؛ زيرا امامت بهمفهوم: « هِيَ الوِلايَةُ و السّلطنةُ الاِلهيّة على العباد » 3، نَه اعتقاد بهإله بودن امام و نَه نبى و پيامبر شمردن، امام است. هرچند با معيارهايى كه برخى از عالمان اهلسنّت براى نجات شيخين تراشيدهاند، همانند تقدّم عَلى بر ابابكر، هماهنگ است ولى اين ملاكها، همانگونه كه خاطر نشان شد، هيچ دليل عقلى و شرعى ندارد.
دو - بررسى روايات باب دعائم الاسلام كافى 4
كلينى در اين باب، 15حديث كه اكثراً از امام صادق(ع) نقل مىكند، جز در حديث پانزدهم، لفظ «ولايت» در همه آنها عنوان شده و در برخى از روايات بهاسامى مبارك