306است 1و يا اينكه مفهوم منفى آن مراد است، يعنى شما را شيعه واحده قرار نداد 2.
بنابراين لفظ شيعه و شِيع، براى امر مذموم و ضد اتحاد وضع نشده است بلكه اگر مضافاليه آن، غيرصالحان بود اوصاف مذموم بهخود مىگيرد و اگر مضافاليه آن، صالحان بود اوصاف ممدوح و عيناً اين لفظ، همانند واژه «حزب» 3 است كه با اضافه شدن به «الله»، مدح را مىرساند و با اضافه شدن به «شيطان»، ذمّ را؛ ولى ذاتاً اين الفاظ براى مدح و ذم وضع نشده است 4، گذشته از آن، خداوند در آيات متعدد و الفاظ گوناگون امت اسلام را مورد تهديد قرار داده است 5، و آيا مىشود ادعا كرد كه اين الفاظ براى امر مذموم كاربرد دارد؟!
ثالثاً: با در نظر گرفتن مباحث قبلى، معناى دوم (الأهلوالنّسب) براى «شيعه» كه قفارى مدعى آن شد و او همواره در كتابش از حقائق چشمپوشى مىكند، نادرست و انحرافى است و حتى ابنجوزى كه مستمسك اوست، آيه هٰذٰا مِنْ شِيعَتِهِ را به «أصحابه من بنىاسرائيل» تفسير مىكند 6 و ديگران چنانكه ديديد آن را به «منأهل دين موسى» برگرداندهاند و در برخى روايات حتى تعبير « هذا من شيعته مُسلمٌ و هَذا من أهل