250
سوم: حديث ابنسلمۀ 1
؛ اين حديث از نظر مجلسى ضعيف 2 و از جهت دلالت ومحتوا با توجه بهبررسى حديث قبلى، كاملاً روشن است و روايت نَه تنها اشاره بهتحريف ندارد بلكه امام(ع) قرائت رايج را تأييد و امضاء نموده است 3.
چهارم: حديث أثلاث بودن قرآن 4؛ هرچند از نگاه علامه مجلسى مجهول است 5 ولى چون غير از سهلبن زياد، سند ديگر (و علىبنابرهيم...) دارد مشكل سندى ندارد مگر اينكه مقصود مجلسى از مجهول بودن، «أبىيحيى» باشد كه ميان چند راوى مشترك است. 6 اما مضمون حديث و حديث ديگر از ابىجعفر(ع): « نَزَل القرآن أربعة ارباع... » 7، بىپرده واضح است كه ربطى بهتحريف قرآن ندارد؛ بلكه اوّلا ً: غرض اميرالمؤمنين(ع) خبر دادن از واقع، همراه با تحريك بهاقرار بهولايت و بيزارى ازدشمنان آن و اندرز و عمل بهسنن و فرائض الهى است، و قطعاً منظور از تقسيم، قسمت كردن كل بهاجزاء است كه گاهى از نظر اعتبار، اجزاء قسمتها متفاوت خواهد شد و لازم نيست اجزاء با هم مساوى باشند و بعضى از قسمتها بر ثُلث افزون و يا داخل در قسمتهاى ديگر باشد 8.